سفره خانه جارچی باشی(2)

 

معنی کلمه جارچی ، صاحب منصبی دیوانی و درباری در دوره صفوی و قاجار که مأمور رساندن اخبار به گوش همگان بود. واژه ترکی «جار» به معنای ندا و آواز (استرآبادی ، ص 134؛ غیاث الدین رامپوری ؛ شاد، ذیل «جار») از دورة مغول و ایلخانان در منابع فارسی دیده می شود.


 

منصب جارچی باشی به غیر از دوران صفویه ، در دوره قاجار بار دیگر از مناصب مهم درباری گردید و صاحب آن اغلب در سفرهای پادشاهان و نیز استقبال از مهمانان خارجی حضور داشت .

 

 

این منصب در حکومت عثمانی نیز وجود داشت (برای نمونه رجوع کنید به هامر ـ پورگشتال ، ج 3، ص 88، 226، 232، ج 4، ص 240؛ ترجمه فارسی ، ج 2، ص 1020، 1138، 1143، ج 3، ص 1610).

 

به نوشتة عبداللّه مستوفی (ج 1، ص 382، 413)، منصب جارچی باشی تا سالهای آخر حکومت قاجار وجود داشت ولی با انتشار اولین روزنامه فارسی در دوره محمدشاه (حک : 1250ـ1264) و تغییر شیوه خبررسانی ، این منصب به تدریج اهمیت خود را از دست داد («نخستین روزنامة فارسی چاپی در ایران »، ص 49؛ مستوفی ، ج 1، ص 413).

 

 

زمانی که روزنامه در ایران به شکل منظم منتشر نمی شد، جارچی ها مطالب مهم را به گوش مردم می رساندند و مردم هم به گفته جارچی ها اعتماد داشتند. رئیس جارچی ها را جارچی باشی می نامیدند.

 

 

وظایف جارچیان در این دوره چنین بود:

فراخوان سپاهیان از شهرها و مناطق گوناگون برای حضور در جنگ و رساندن اخبار جنگ به گوش مردم یا سلطان به هنگام دوری وی از معرکه (اَفوشْته یی ، ص 288؛ جُنابدی ، ص 653، 788؛ دلاواله ، ص 297ـ 298)؛ اعلامِ خبرِ عفو عمومی یا مجازات مردمِ مناطق مفتوحه (جنابدی ، ص 662؛ اسکندر منشی ، ج 1، ص 197، 340)؛ قرق کردن مسیر عبور شاه و حرم او در شهر و درخواست از مردم برای حضور یا عدم حضور در مسیر (اولئاریوس ، ص 217؛ نصیری ، ص 94؛ هنرفر، ص 137)؛ اعلام خبر مرگ اشخاص معروف و معتبر (جملی کارِری ، ص 27)؛ اعلام قیمت کالاها پس از آنکه دولت آنها را تعیین می کرد (همانجا؛ کمپفر، ص 154، 156) و پخش هر خبر دیگری که دانستن آن برای عموم لازم شمرده می شد.

جارچیان در کار خبررسانی ، از یاری گروهی به نام «تواچیان » نیز برخوردار بودند، حتی استرآبادی (ص 109) تواچی را معادل جارچی دانسته است اما به نظر می رسد بر خلاف جارچی ، که دارای وظایفی متنوع و عام بود، وظیفه تواچیان در امور نظامی خلاصه می شد. در منابع ، وظایفی از قبیل رساندن فرمانهای پادشاه یا فرمانده به سپاهیان ، فراخوان لشکر از سرزمینهای گوناگون برای گردآمدن در مکانی خاص ، تعیین محل استقرار سپاه و نیز محل قرارگرفتن هریک از سپاهیان به هنگام نبرد، صف آرایی لشکر و سان دیدن از آن ، به تواچیان نسبت داده شده است (برای نمونه رجوع کنید به عبدالرزاق سمرقندی ، ج 2، جزء 2، ص 862، جزء 3، ص 1254، 1258، 1288؛ طهرانی ، ج 2، ص 364ـ 365؛ بابر، ج 1، ص 407، 516، 524؛ خواندمیر، ج 3، ص 605، ج 4، ص 486؛ شاه حسین بن غیاث الدین محمد، ص 319؛ نصیری ، ص 33ـ 34). عبدالرزاق سمرقندی (ج 2، جزء 2، ص 700) در ذکر حوادث سال 841، از دیوان تواچی نام برده و ابوبکر طهرانی (ج 2، ص 426) از دیوان امارتِ تواجیان یاد کرده است .

[ جمعه ٤ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ٦:۳۸ ‎ب.ظ ] [ امید ]